یکشنبه, ۹ بهمن ۱۴۰۱ / قبل از ظهر / | 2023-01-29
تاریخ انتشار : ۱۵ شهریور ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۰ |
136 بازدید
۰
2

با داستان سفری دونفره روبه‌روییم: یک آدمِ ظاهراً باتجربه که فکر می‌کند پاسخِ پرسش‌هایش را می‌داند، و آدمی خام‌تر که به‌دنبال پاسخ می‌گردد. در طول این سفر، قرار است هر دو نفر به تعادل دست پیدا کنند. از این جنبه، روح تعادل بیشتری در مقایسه با بالا دارد – در آن‌جا به‌نظر می‌رسید سازندگان در زیر سؤال بردن قهرمان اولیه (پیرمرد) کمی دچار افراط شده‌اند اما داکتر و همکارانش در این‌جا موفق شده‌اند توازن مناسب‌تری میان دو شخصیت ایجاد کنند.

به این پست امتیاز دهید
۱//۲//۳//۵/۴

پیت داکتر، از موفق‌ترین چهره‌های کمپانی محبوب پیکسار در قرن ۲۱ بوده که (تا پیش از انیمیشن روح) سه تا از مهم‌ترین آثار این کمپانی را کارگردانی کرده است: کمپانی هیولاها، بالا و درون بیرون (Inside Out). این فهرستِ قابل‌توجه، زمانی جالب‌تر می‌شود که بدانیم پیت داکتر در نوشتن داستان اولیه‌ انیمیشن‌هایی چون داستان اسباب‌بازی، داستان اسباب‌بازی ۲ و وال‌ای هم نقش داشته است. با این پیشینه، عجیب نیست که روح به یکی از بهترین انیمیشن‌های یک دهه‌ی اخیر پیکسار تبدیل شده است. همچنین این نکته هم غیرمنتظره نیست که روح، شباهت‌هایی انکارنشدنی به برخی از آثار قبلی داکتر (از جمله بالا و درون بیرون) دارد. برای مطالعه نقد انیمیشن روح ، با مجله اینترنتی هفتگ همراه باشید.

نقد انیمیشن روح

در اوایل انیمیشن روح به‌نظر می‌رسد با داستانی تکراری روبه‌رو هستیم که البته کماکان می‌تواند جذاب و تأثیرگذار باشد: فردی که در راه رسیدن به اهداف شخصی‌اش می‌کوشد اما محیط اطراف موانعی جدی برای رسیدن او به این اهداف ایجاد کرده است. اولین حدسی که ممکن است به ذهن خیلی‌ها برسد این است که قرار است ماجرای تلاش‌های موسیقی‌دان و نوازنده‌ای به نام جو را برای کنار زدن موانع و رسیدن به مقصد شاهد باشیم. در چنین شرایطی، فیلم منطقاً باید با رسیدنِ جو به جایگاهی مناسب به‌عنوان نوازنده و کنار گذاشتن تدریس به‌پایان برسد. مضمون فیلم هم احتمالاً باید چنین باشد: «آدم بهتر است اهداف جاه‌طلبانه‌ شخصی را دنبال کند تا یک آدم معمولی اما باثبات با معیارهای دیگران باشد.» اما پیت داکتر خیلی زود به ما رودست می‌زند. جو خیلی زودتر از آن‌چه فکرش را می‌کنیم به هدف اولیه‌اش می‌رسد و به‌سرعت حادثه‌ای برایش رخ می‌دهد که او را به مسیری اساساً متفاوت می‌اندازد. در واقع آن‌چه در ده – پانزده دقیقه‌ی ابتدایی روح می‌بینیم، از نظر داستانی دارای مصالح یک فیلم سینمایی کامل است که در چنین زمان اندکی فشرده شده است. همین نکته می‌تواند نشان دهد که روح از چه خط داستانی غنی و پُر کششی برخوردار است.روح، اثری اگزیستانسیالیستی در مورد معنای زندگی است.

این استراتژی، چندان بی‌شباهت به مسیری نیست که در بالا هم دیده بودیم. در دقایق ابتداییِ آن انیمیشن تحسین‌شده‌ داکتر هم مسیر یک زندگی – که می‌تواند به‌تنهایی دستمایه‌ی یک فیلم سینمایی باشد – در زمانی کوتاه به نمایش درمی‌آمد و ماجرای اصلی بعد از نمایش این مسیر زندگی آغاز می‌شد. اما شباهت دو انیمیشن به این‌جا خلاصه نمی‌شود.

در روح هم، مثل بالا، با داستان سفری دونفره روبه‌روییم: یک آدمِ ظاهراً باتجربه که فکر می‌کند پاسخِ پرسش‌هایش را می‌داند، و آدمی خام‌تر که به‌دنبال پاسخ می‌گردد. در طول این سفر، قرار است هر دو نفر به تعادل دست پیدا کنند. از این جنبه، روح تعادل بیشتری در مقایسه با بالا دارد – در آن‌جا به‌نظر می‌رسید سازندگان در زیر سؤال بردن قهرمان اولیه (پیرمرد) کمی دچار افراط شده‌اند اما داکتر و همکارانش در این‌جا موفق شده‌اند توازن مناسب‌تری میان دو شخصیت ایجاد کنند.

اما از نظر عمق و پیچیدگی فکری، روح بیشتر با درون بیرون قابل قیاس است. اگر داکتر در درون بیرون به این می‌پرداخت که راز موفقیت عاطفیِ ما، ایجاد تعادل میان احساسات مختلف – و نه طردِ برخی از آن‌ها – است و حضور عواطفی که عموماً آن‌ها را منفی می‌پنداریم هم برای رسیدن به این موفقیت ضروری است، در روح مشابه همین رویکرد را در قبال دیدگاه‌های مختلف نسبت به یک زندگی موفق مطرح می‌کند. برخلاف آن‌چه عده‌ای مطرح کردند، روح صرفاً داستان تلاشِ یک فرد برای عبور از معیارهای عمومی و چنگ انداختن به معیارهای شخصی‌اش نیست – هر چند این جنبه را هم آشکارا در خود دارد – بلکه به پرسشی عمیق‌تر می‌پردازد: آیا فقط رسیدن به هدف کلانِ شخصی است که فرد را به یک زندگی باثبات و بی‌دغدغه می‌رساند؟ داکتر در راه رسیدن به پاسخ این پرسش، اتفاقاً در مسیری متفاوت با اکثر فیلم‌های به‌ظاهر مشابه حرکت می‌کند و نشان می‌دهد شاید ماجرا به این سادگی‌ها هم نباشد. روح اثری اگزیستانسیالیستی در مورد معنای زندگی است که – به‌خصوص – نظرات مارتین هایدگر را به‌یاد می‌آورد.

اما تمام این مباحث می‌توانستند چیزی بیش از وراجی‌های خسته‌کننده نباشند اگر فیلم از نظر اجرایی این‌قدر تأثیرگذار نبود: از طراحی چهره‌ی جو به‌عنوان قهرمان – که به‌عنوان یک آدمِ کاملاً «معمولی»، حسابی همدلی‌برانگیز و صمیمانه از کار درآمده – تا کارمندان برزخ که می‌توانند ترس از مرگ را در دل هر جنبنده‌ای کاهش دهند و حتی شهر نیویورک (جایی که طراحی درخشان نور عصرگاهیِ شهر می‌تواند تصویری بسیار دوست‌داشتنی از یک متروپلیس بسازد). با این ویژگی‌ها، تازه‌ترین انیمیشن پیکسار هم لایق تمام تحسین‌هایی است که از سوی منتقدان و مخاطبان دریافت کرده و هم شایسته‌ی تمام جوایزی که برده و – احتمالاً به‌زودی – خواهد برد. برای مطالعه مطالب مشابه نقد انیمیشن روح، با مجله فرهنگی هفتگ همراه باشید.

لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مجله آنلاین هفتگ | مجله اینترنتی سینما و سریال 7TAG در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    نظرتان را بیان کنید