یکشنبه, ۶ آذر ۱۴۰۱ / قبل از ظهر / | 2022-11-27
تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۰:۳۰ |
83 بازدید
۰
2

سحر زکریا گفت: من اصلا کار طنز دوست نداشتم. چون روحیه ام روحیه کار طنز نیست. وقتی از دفتر آقای مدیری تماس گرفتند اصلا نمیدانستم این مدیری همان مدیری کارگردان سریال های کمدی است. وقتی رفتم دفتر دیدم خودش است. گفتم ببخشید آقای مدیری من اصلا بازیگر طنز نیستم.

به این پست امتیاز دهید
۱//۲//۳//۵/۴

سحر زکریا گفت: من اصلا کار طنز دوست نداشتم. چون روحیه ام روحیه کار طنز نیست. وقتی از دفتر آقای مدیری تماس گرفتند اصلا نمیدانستم این مدیری همان مدیری کارگردان سریال های کمدی است. وقتی رفتم دفتر دیدم خودش است. گفتم ببخشید آقای مدیری من اصلا بازیگر طنز نیستم. گفت اتفاقا کسی را می خواهیم که جدی باشد. مدام می خواستم از زیرش در بروم اما نشد. حتی چندبار وسط کار گفتم آقای مدیری من اصلا ناراحت نمیشوم اگر بگویید توانایی کار کمدی ندارم میروم. اما گفت نه باید بمانی. برای مطالعه بیشتر با مجله آنلاین هفتگ همراه باشید.
اگر بگویم شهرت جذابیت نداشت، دروغ گفته ام اما شاید از یک جایی به بعد این شهرت را دوست ندارم. چون بعضی وقتها دوست نداری دیده شوی. واقعیت این است که آن زمان برایم جذاب بود. بالاخره تلویزیون آن زمان خیلی دیده میشد پاورچین به اصطلاح خیابانها را خلوت میکرد. این میزان استقبال، دیگر در هیچیک از کارهای مهران مدیری تکرار نشد. حتی شبهای برره هم اینطوری نبود.
در ادامه صحبت های سحر زکریا درباره مهران مدیری می خوانیم : سریال های ۹۰ شبی ما هیچ متنی از قبل نداریم. یکی از سختیهای کار همین است. این شکلی نیست که از قبل سناریو بهتان بدهند و بتوانید فکر کنید. فقط میگویند تو مهتابی من فرهادم و … حالا توی کار به این نتیجه میرسیم که منِ مهتاب چگونه باشم. چه کاراکتری را پیدا کنم. شخصیت مهتاب در طول زمان و شاید بعد از یک ماه جا افتاد. یکی از سختی های کار این بود که ما روزپخش بودیم. شاید باورتان نشود اما چندساعت از بعد از اینکه بازی مان تمام می شد همان قسمت از تلویزیون پخش میشد. حتی حق نداشتیم مریض شویم. اگر حتی به سرم و بدبختی میرسیدیم همه به دردسر میافتادند. بعضی وقتها بخش اول را میفرستادیم بعد روی بخش دوم کار میکردیم که مابین تبلیغات برسد به دستشان. حدود هشت نه ماه آدمهای بیرون را نمیدیدیم. چون موقعی میرفتیم سرکار که همه خواب بودند و ساعت ۱۰ شب دوباره میرسیدیم خانه که باز هم همه میخوابیدند. وقتی کار تمام شد مثل اصحاب کهف شده بودیم. در ادامه حاشیه ها و صحبت های سحر زکریا درباره مهران مدیری با هم می خوانیم :
گفتم آقای مدیری این اتفاق افتاده و من پولم را از قهوه تلخ نگرفته ام. برگشت گفت ولش کن اینها پول من را هم نداده اند. در صورتی که ما به خاطر مهران مدیری رفته بودیم سر کار. او هرطور شده باید دستمزد ما را جور میکرد الان اگر مهران مدیری بیاید برای کاری میلیاردها تومان به من بدهد دیگر با او کار نمیکنم. مدیری شعار میدهد که میخواهد صدای مردم باشد اما حتی صدای همکارهای خودش هم نیست. برای مطالعه اخبار مشابه صحبت های سحر زکریا درباره مهران مدیری با مجله هنری هفتگ همراه باشید.

لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مجله آنلاین هفتگ | مجله اینترنتی سینما و سریال 7TAG در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    نظرتان را بیان کنید